![]() |
![]() |
|
| نهایت |
|
بی حو صله ام اری از جان خود سیرم خط خورده مگر امشب پشیمانی تقدیرم تب دارم و می دانم که تا صبح نه می مانم در پیکر خود حتی ارام نمی گیرم ای کاش که حالم را یک شب ببینی تا باور کنی هر شب می سوزم و می میرم این درد هایی که من دارمیراث چه موجودی است یا دست چه افریتی تن داد به تقدیرمبی شک گل خوش نگم بی نام قشنگ تو این من .من سر گردانم دیر است زمین گیرم دیوانه تر از من کو از عشق بپرس این را از عشق که می بندد هر لحظه به زنجیرم وقتی تو نمی ایی از جاده چه بنویسم وقتی تو نمی خندی از جان خود سیرم
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم آبان 1384ساعت 1:10 توسط |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام و خوش امد گویی به عزیزان
من سعید تقسیمی از بروجرد هستم و به تمام کسانی که به وبلاگ من می ایند خوشامد میگم امیدوارم از وبلاگ من خو شتون بی یاد ارزوی موفقییت برای همه دوستان دارم |
| پیوندهای روزانه |
|
خنده آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1384 |
| پیوندها |
|
وبلاگ برای شعر کادو خاطره عاشقانه ها پاتوق متال ها شبهای برره تقدیم به تو فال حافظ خنده سایت سایت سایت وب سایت مو زیک خنده |
|
RSS
|