![]() |
![]() |
|
| نهایت |
|
اون روز که چشمام تو چشات افتاد قلبم به تاپ تاپ افتاد اون روز که دستم رو تو دستات دیدم خودمو یه گوشه تو باغ دیدم اون روز که لبات روی لبهام بود دیدم بدنم تمام زیر آب بود اما اون روز که گفتی دوستم داری دیگه دیر بود چون من زیر خاک بودم انقدر دیر گفتی که من از عشق بی کران تو مردم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم آبان 1384ساعت 23:6 توسط |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام و خوش امد گویی به عزیزان
من سعید تقسیمی از بروجرد هستم و به تمام کسانی که به وبلاگ من می ایند خوشامد میگم امیدوارم از وبلاگ من خو شتون بی یاد ارزوی موفقییت برای همه دوستان دارم |
| پیوندهای روزانه |
|
خنده آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1384 |
| پیوندها |
|
وبلاگ برای شعر کادو خاطره عاشقانه ها پاتوق متال ها شبهای برره تقدیم به تو فال حافظ خنده سایت سایت سایت وب سایت مو زیک خنده |
|
RSS
|